الشيخ عباس القمي

293

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

او مثل مىزدند تا زمانى كه چشمش از كار نيفتاده بود ، در بيشتر شب‌هاى جمعه ختم قرآن مىكرد و نوافل از او فوت نشد و كثير الصيام بود و روزهء سنّت از او فوق نشد و با اين مرتبه از زهد و تقوا ، بسيار شجاع بود به حدى كه در شجاعت به او مثل مىزدند . و نجل جليلش سيد على خان از اجلاى علماست چنان كه بيايد ترجمهء او . و همچنين پدر بزرگوارش سيد عبد المطلب نيز از اكابر فضلاى عصر خود بوده و شيخ اجل اعلم شيخ حسن بن محمد استرآبادى شرحى بر فصول خواجه نصير الدين نوشته به امر او و جدش سيد محمد بن فلاح از تلامذهء احمد بن فهد حلّى است و ابن فهد رساله‌اى براى او تأليف كرده و او را وصيت‌ها فرموده و در آن خبر داده از ظهور شاه اسماعيل صفوى ، چنان كه در ترجمه‌اش به آن اشاره شد . و سيد شهيد قاضى - نور اللّه مرقده - در مجالس در احوال حويزه و بطايح گفته : در مائهء تاسعه سيد محمد بن سيد فلاح موسوى واسطى كه تلميذ شيخ اجل احمد بن فهد الحلّى العاملى - قدّس اللّه روحه - بود به ميان آن قوم رفت و ايشان به مقتضاى صفاى عقيدت او را بر خود حاكم كردند و آن جماعت را - كه الحال به مشعشع موسومند تربيت نمود - و به اندك روزى استعداد سلطنت به هم رسانيده جميع ولايت خوزستان و جزاير و بسيارى از عراق عرب را در تصرّف خود درآورد و از آن زمان مذهب اماميه در ساير بلاد خوزستان انتشار يافت ، و شعشعهء تشيع بر در و ديوار آن ولايت تافت تا الحال حكومت آن ديار به اولاد سيد محمد مذكور منوط و مربوط است و - ان شاء اللّه - شمه‌اى از مآثر ايشان را در اين كتاب ذكر خواهم نمود . انتهى « 1 » . و بدان نيز كه از براى سيد خلف مذكور كتابى است در شرح دعاى عرفهء حضرت سيد الشهدأ - صلوات اللّه عليه - بسيار نفيس مسما به مظهر الغرايب و كتابت آن ده هزار بيت مىشود ، و آن كتاب خبر مىدهد از كثرت علم و فضل و تبحر و حسن سليقهء او ، و شيخ مرحوم در « خك » « 2 » و دار السلام از آن كتاب دو حكايت نقل كرده كه مقام نقلش نيست .

--> ( 1 ) . مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 68 ( 2 ) . خاتمهء مستدرك